یادش بخیر دوران کودکی، خیلی قشنگ بود. بدون هیج دغدغه ای فقط بازی می کردیم و کارتن می دیدیم.
بی خیال از گره ها و ناله های ...
حالا خواستم تو پست دومم یه سری به خاطرات گذشته ام بزنم. چون امشب دلم یه جورایی گرفته بود. اینا رو گذاشتم چون می دونم که اکثر هم بچه های هم سن و سالای من این برنامه ها رو می دیدن.
اگه بخوام از بین اینا بهترین رو انتخاب  کنم : به نظر من " خونه مادربزرگِ " خیلی قشنگ بود، شما چطور؟؟!!

پسر شجاع، زیاد از این کارتن یادم نمیاد

حنا دختری در مزرعه، یادم م آد که همیشه نگاش می کردم


معاون کلانتر که همیشه دلم واسش می سوخت نمی دونم چرا؟


خونه مادربزرگِ



رامکال


مدرسه موشها، اینو از همه بیشتر دوست داشتم.



بینوایان، هر وقت که اینو می دیدم دلم می گرفت



پینوکیو، بیشتر طرفدار گربه نره و روباه مکار بودم تا پینوکیو


ملوان زبل


سنجاب کوچولو



بچه‌های كوه آلپ، از لوسین خیل خوشم می اومد


مهاجران

دهكده كوچولوها

ایکیو سان