فرشاد جان عزیز دل برادر ای از من گریزان و من به سوی تو روان. با آنکه می دانم به احتمال زیاد این مطلب را نخواهی خواند ولی باز هم به حرمتت می نگارم آنچه نگاشتنی است. فرشاد رفیق شفیق و رقیب قرین ما از دوران کودکی بودی هر چند در اوایل بارها در درس ها از تو پیشی گرفتم و تو نیز البته در سالهای بعد جبران مافات کردی و از من پیشی گرفتی ولی با رفتنت به تجربی دل من را بشکستی چون رقیبی چون تو برایم نعمت بود و چه آسان از دست رفتی. البته رفتنت با موفقیت همراه بود و تو در کنکور ترکاندی و آخرین شکست را بر من تحمیل نمودی. تویی که اگر یک 6 ،7 رتبه بهتر آورده بودی  الان از سربازی معاف بودی فرشاد رتبه ی 56 یا 57 کشوری در کنکور سراسری رشته ی تجربی  در سال 1386 خورشیدی . و اینک تو در میعادگاه عاشقان دل شکسته یعنی در دانشگاه مادر ایران که امروز به داغ نشسته است به تحصیل طبابت مشغولی. امروز بزرگداشت مردی بود از جنس عقلا و حکما که مختصر طبی نیز می دانست. پس چون او باش برادرم و بشکن این ظلمت نادانی را. و تو در این راه عشق را هم همسفر راهت کن تا عقل از پای نیاندازدت. موفق باش و سربلند رفیق شفیق پزشک آینده ی کشورم، فرشاد.
یار دیروز و امروز و فرداهایت و دوستدار همیشگی ات علی