دیروز روز بسیار جالبی برایم بود.ماجرا از آنجا آغاز شد که من با همراهی عده ای از بچه ها تصمیم گرفتیم به خاطر جو انتخاباتی جامعه و عدم تمرکز بچه ها امتحان 20 خرداد لغو بشه . سیل ایمیل بچه ها گویا اینباکس استاد رو پر کرده بود من متن زیر رو برای استاد فرستادم(چون ایمیل استاد فارسی رو پشتیبانی نمیکنه فینگیلیشیه!)

ba salam
 jenab ostad ehtemalan  shahad email bache ha baraye be taviq andakhtan emtehan madar bodeid.man niz az shoma ostad aziz khaheshmandam ba tavajoh be adam tamarkoz bacheha dar chand vaqt akhir va niz amadan dr mahmood ahmadinejad va fazaye amniyati ehtemali hakem bar daneshgah dar rooz emtehan lotfan ba taviq emtehan movafeghat namaid. ba tavajoh be taviq oftadan emtehanat roozhaye 21,23 khordad ehtemalan ba peigiri shoma emkan be taviq oftadan emtehan madar dar rooz 20 khoradad ziad ast. zemnan ba tavajoh be inke dar fasele 2 ta 7 tir hich emtehani vojood nadarad emkan bargozari emtehan dar in tarikhha moyassar ast. hatta mitavan in taviq ra be soorat soori niz anjam dad bedin mana ke emtehan farda be soorat soori bargozar shavad vali melak nomre dehi bar asas emtehan qeyr rasmi bashad ke badan bargozar mishavad. dar nahayat az bazl tavajoh shoma ostad motahed ke ba emzayeh bayaniyeyeh asatid tahod va alaghemandi khod ra be ayandeh keshvar  be esbat resandid besyar mamnoonam.
Ali Ahari

بعد از ظهر سه شنبه 19 خرداد من که خوابگاه بودم خواستم facebook رو یه چکی بکنم که دیدم امیر شیخها on هست باهاش یکم چت کردم میدونستم اونم این چند وقته ذهنش درگیر انتخاباته پیشنهاد شد با جمع آوری امضا از بچه ها امتحان رو لغو کنیم. امیر گفت که دانشگاه کسی نیست و اگه می تونم از بچه های خوابگاه امضا بگیرم و بیارمش دانشگاه. من که فکر نمی کردم این ایده عملی باشه از امیر خواستم بره پیش استاد و ببینه اصولا استاد نظرش چیه اصلا می خواد با ما راه بیاد یا نه . امیر هم قبول کرد و قرار شد به من زنگ بزنه. بعد از چند ساعت که خبری از امیر نشد داشتم می اومدم دانشگاه که داوود جرجانی رو دیدم. ازش در مورد مهر ssc واینکه آخرش مهر ssc پای بیانیه انجمن اسلامی خورد یا نه پرسیدم که گفت هنوز معلوم نیست پای بیانیه مهر بزنیم یا نه.از داوود شماره مجید داداشی رو گرفتم تا از مذاکراتش با استاد با خبر بشم. با مجید که تماس گرفتم اون گفت که تقریبا استاد پایه است و گفته فردا سعی میکنه امتحان لغو شه ...در نهایت پس از یک نهضت ایمیلی درگروه و شکسته شدن رکورد ریپلای به یک پست و هماهنگی و اتحاد بچه ها و همکاری استاد برگ زرینی در تاریخ دانشکده رقم خورد و امتحان لغو شد.مدتی در سایت به همراه دوستان به حسن اسلامی شاگرد اولمون حجمه آورده بودیم که به میرحسین رای بده (آخرش هم نفهمیم می خواد به کی رای بده!) بعدش تو تجمع جلوی درب اصلی شرکت کردم ولی به نظرم این تجمع تاثیر زیادی نداشت به همین خاطر رفتم بین حامیان احمدی نژاد برام خیلی جالب بود حیف گوشیم شارژ نداشت وگرنه صحنه های خیلی جالبی رو می تونستم ضبط کنم.ترجیح می دم در مورد چیزهایی که دیدم بعدا صحبت کنم(همراه فیلم و عکس). بعد از ظهر تو راهپیمایی طرفداران میرحسین شرکت کردم برام همچین حرکت های خودجوشی توی ایام انتخابات تازگی داشت هرچند توی طرح زنجیره سبز هم شرکت کرده بودم.مردم از اقشار مختلف همراه با قرزندانشون که سبز پوش شده بودند به خیابون ها اومده بودند برخلاف صبح که نیروی انتظامی خیابونها رو بسته بود بعد از ظهر خیابونها باز بودند.تا حدود 8 تو میدون بودم همراه با دوستم که نماز خوندش تو میدون سوژه ی عکاس ها شده بود.با طوفانی که بپا شد مجبور شدم به خوابگاه برگردم، خسته و کوفته داشتم فوتبال ایران-امارات رو تماشا می کردم فوتبالی که معتقدم در سالهای اخیر به خاطر دخالت های بیجای دولت نابود شده است هرچند امارات را بردیم ولی امید زیادی به صعود نداریم.شب هم مثل همیشه بعد از پخش سخنان دکتر محمود با هم اتاقی هام که طرفدار دکترند کلی بحث کردم ولی مدتهاست که من به این نتیجه رسیده ام که حتی اگر پیامبر هم به اینها بگه به محمود رای ندین قبول نمی کنن احتمالا میگن پیامبر رو هم هاشمی آورده!(استغفرالله)