دیروز داشتم تو آرشیو سی دی هام گشت و گذاری می کردم؛ آرشیوی که از سالیانی دور انباشته شده بود از سی دی هایی که هر کدوم به نوعی خاطره ای همراه خود داشت.نرم افزار های قدیمی، بازی های کامپیوتری و ... چه دورانی بود. یادمه اون موقعی که کامپیوتر خریدم ویندوز 98 با ضمیمه پارسا 99 و ویندوز ME روش نصب بود.ویندوز 98 پارسا خیلی باحال بود؛ تقویم فارسی داشت و اتفاقا موقع تحویل سال نو هم یه پیام تبریک همراه با یه دسته گل خیلی زیبا به کاربر نشون می داد.
یادمه فروشنده هم موقع خرید یه سی دی بازی بهم داد شامل مدال افتخار(Medal of Honor) و Delta Force 2 که از بازی های با گرافیک بالای اون روزا بود. از مدال افتخار خوشم نمیومد،فکر کنم که یه گیری داشت؛ بازی پلی استیشن مدال افتخار خیلی جالب بود، ولی نمیدونم چرا کامپیوتریش اینقدر مزخرف بود.ولی در عوض Delta Force خیلی جالب بود.اینقدر بازی می کردم که خیلی طول نکشید که تمومش کردم.یه بازی دیگه هم داشتم بنام Atomic Bomb که فکر کنم محصول شرکت Reflexive بود. تو این بازی (که البته یه بازی 2 بعدی بود) یه تانک بود که به جنگ نیروهای زمینی و هوایی می رفت و پس از طی هر مرحله اسلحه های جالبی بهش اضافه می شد.
اوایل به همین بازی ها اکتفا می کردم، ولی بعد چند وقت رفتم دنبال خرید بازی و شدم یه بازی خور حرفه ای! یادمه یه روز 6 ساعت مدام داشتم بازی می کردم! فکر نکنم کسی یه همچین رکوردی داشته باشه!! اگه هست بگه D:
ولی چند تا بازی بود که خیلی دوسشون داشتم. بازی Rise of Nations محصول مایکروسافت که به جرات می تونم بگم که یکی از بهترین ها در ژانر استراتژیک بود.
بازی Indiana Jones and the infernal machine که از نوع کارآگاهی و البته اکشن بود که احتمالا خیلی هاتون می شناسیدش. تو این بازی هم خیلی جلو رفته بودم، ولی نمی دونم چی شد که فایل saveاش پاک شد و دیگه ادامه ندادم !
بازی دیگه، بازی Need For Speed 3:Hot Pursuit بود که میشه گفت بعد از اون دیگه یه همچین ماشینی بازی نکردم!

Zanzarah
و اما این بازی! بازی ای بود به اسم Zanzarah: The Hidden Portal در ژانر Adventure Arcade که البته محبوب ترین بازی من بود؛ ماجرای بازی از این قرار بود که یه دختر 18 ساله به اسم Amy وارد سرزمین عجیب و البته فانتزی به اسم zanzarah با مردمی عجیب و غریب می شه.سرزمین پر از فرشته هایی(Fairy) بصورت جن و پری است که با جمع آوری این فرشته ها و ماجراهایی که اتفاق می افته باید این سرزمین را از شر دیو صفتان(evils) نجات داد. حس القایی این بازی آنچنان بالا بود که گویی آدمی معنای واقعی زندگی را درک می کند.من به شخصه 3 دور این بازی را تمام کردم.سبک بازی یکنواخت نیست و هر بار چیز های متفاوتی کشف می شود.


کلا بازی های زیادی بودند که مجال بیان آنها نیست.خیلی دوست داشتم دوباره به همون دوران برمی گشتم،ولی حیف که این هم مقدور نیست!

خب، شما چطور؟ در قسمت نظرات، بازی های های مورد علاقتون رو بنویسین. خوشحال می شم.