اولش که شروع کردم به نوشتن انتظار نداشتم این شور چنان در دل و جانم رسوخ کند که بشود دغدغه ی روزمره  و مونس روزهای تنهایی من ولی به حمدالله چنین شد و اینک بدون نوشتن ممات را بر حیات ترجیح می دهم. این روزها هر وقت صحنه ای می بینم و یا چیزی بر خاطرم گذر می کند دوست می دارم تا قلمی در نزدم باشد تا آن را به تصویر بکشم.
 این تارکده از همان اول کار بنایش بر کار گروهی گذارده شد و از همان آغازین روزهای حیاتش شاهد کار گروهی خالقانش بود. هدف خالق این تارکده از به عضویت در آوردن دوستان دیگر در وبلاگ برای نویسندگی این بود که بچه ها نوشتن را اینجا مشق کنند. بچه ها از نظر معلومات و حتی ذوق و سلیقه در سطح بسیار خوبی هستند ولی قدرت و یا بهتر بگویم جرات نوشتن را ندارند. من نوشتن را از این جهت توصیه می کنم که موجب می شود مدل ذهنی نویسنده به مدل نوشتاری تغییر حالت دهد و از این طریق مدل ذهنی نویسنده در دسترس عموم قرار بگیرد و بشود نقدش کرد حتی خود نویسنده نیز از این طریق می تواند بهتر به نقاط ضعف و قدرت خویش پی ببرد.
متاسفانه یا خوشبختانه در سال جدید تحصیلی دغدغه های جدیدی برای خودم تعریف کرده ام:
1- می خواهم به سلامتی برای ارشد MBA بخوانم
 2- می خواهم نوشتن در قالب کار ژورنالیستی را در روزنامه شریف تجربه کنم
 3- تجربه ی کارهای فوق برنامه در قالب ssc را به سرانجامی مقبول برسانم
به دلایل فوق الذکر و نیز اینکه محوریت وبلاگ از روی من برداشته شود و راه برای جوان ترها باز شود و وبلاگ تبدیل به رسانه ای شود برای کسانی که رسانه ای ندارند، فعلاً خداحافظی می کنم. البته  وبلاگ نویسی را ادامه می دهم ولی در قالب یک وبلاگ شخصی که فعلاً بنا به دلایلی نمی خواهم آن را معرفی کنم. البته از کار در این تارکده نیز به کلی کناره گیری نمی کنم و همواره یار و پشتیبان دوستانم خواهم بود.
در خاتمه چند وصیت برای دوستان نویسنده ام در اینجا دارم:
1- برادران و خواهران گرامی ای که هنوز هیچ پستی ننوشته اید. شروع کنید به نوشتن. نترسید از چه می هراسید!؟ از دوستانتان!؟ از خودتان!؟ حتی برای شروع می توانید مطالب جالبی که در سطح وب قرار دارند را در تارکده بگذارید. البته با ذکر منبع.
2- بعد از  مرحله ی کپی پیست بیایید خودتان شروع کنید  و قلم بدست بگیرید و بنویسید. فقط بنویسید حتی مهم نیست که چه می نویسید فقط باید ترستان از اینکه خودتان بنویسید بیفتد
3- حالا که بزرگتر شدید بر روی مطلب باریک بینی کنید. سعی کنید مزه ی دهن مخاطب را بفهمید و ارتباط دوستانه ای با مخاطبانتان برقرار کنید. همواره حرمت مخاطب را نگه داردید.
4- الان که دیگر به بلوغ در نوشتن رسیده اید می توانید آشیانه را ترک کنید و بر روی هر بامی که در این دنیا دوست دارید پرواز کنید...
-----------------------------------------------------------
پ.ن: دوستانی که تمایل دارند به عنوان نویسنده فعالیت کنند کافیست ایمیل خود را در قسمت نظرات اضافه کنند تا به عنوان نویسنده به وبلاگ اضافه شوند.